انیشتین ...

پارسال که یک درس افتادم و یک مدت با مدرسه درگیر شدم. مدیر مدرسه بهم برگشت گفت هی تو خجالت نمیکشی ؟ درس نمیخونی؟ گفتم مگه چیه؟ برگشت گفت بچه های هم سن و سالت رو نگاه کن ...
یه چپ چپ نگاش کردم گفتم انیشتین هم ...
فوری دستش رو گرفت جلو دهنم گفت بسه دیگه چهار ساله اینو داری میگی اون مال دبستان بود الان دبیرستانی. بعدش آدم شد.
یه لحظه مکث کردم بعد گفتم میدونی ؟ اون قدیما دبستان دانشگاه الان بود، میدونی؟ میفهمی یعنی؟ اون زمان از دبستان اخراج میشدی انگار از دانشگاه الان اخراج شدی.

خیلی دهن پر کن بود خیلی ساکت سرش رو انداخت پایین گفت تو آدم بشو نیستی گمشو برو ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر