خداحافظ ای رفیق . . .

توی شهر قدم زدن بی ما صفایی نداره. بوی خاطراتمون تنهایی لذتی نداره. دلم تنگ شده، برای بچگی کردنامون، یادته؟ آن روزگار را یادته؟ سی دی شکستن هارو یادته؟ کاغذ پاره کردن هارو یادته؟ دِ نیست لاکِردار که اگر بود الان اینجا بودی نه آنجا. پر شده شاید خالی شده از نبودن هایت دلم، خاطراتم پوسیده اس بس که ورقشان زدم، دلم تنگ شده برای کَل کَل های بچگیمان، کاش بودی اینجا . . .

و دوباره و دوباره و دوباره مثل همیشه باید بگم

خداحافظ ای رفیق . . .

۱ نظر: